فنجان قهوه، یک غزل، سیگار و دیگر ... .
آن رو به رو یک قاب بر دیوار و دیگر ... .
در آن طرفتر یک زن و یک دار قالی.
می گرید او آرام بر آن دار و دیگر ... .
بر روی قالی طرح یک کودک نشسته؛
با چشم آبی، دامن گلدار و دیگر ... .
در ذهن زن انگار تصویریست از دور؛
چون دایره بر صفحه پرگار و دیگر ... .
در پیچ اول یک چراغ قرمز و گاز.
پشت سرش یک سوت، یک اخطار و دیگر ... .
در پیچ دوم مرد بود و سرعت و مرگ.
آغوش مادر کودکی، دیوار و دیگر ... .
در پیچ سوم باز هم تصویر اول؛
فنجان قهوه، یک غزل، سیگار و دیگر ... .
« سیده زبیده حسینی »