
« اسکیزوفرنی » از ترکیب دو واژه « shizein » به معنی دو نیم کردن و گسستن و « phrenos » به معنی فکر و اندیشه درست شده است. به همین جهت، « روان گسیختگی » معادل فارسی مناسبی برای آن است. در اسکیزوفرنی رابطه فرد با دنیای واقعی بیرون کاملا قطع می شود و برای همین، ما آدمی منزوی را می بینیم که رفتار و گفتاری آشفته دارد و در دنیای ذهنی خودش غرق است. طبق آخرین طبقه بندی صورت گرفته، اسکیزوفرنی نشانه هائی دارد که اگر فردی در طول 1 ماه، حداقل 2 تا از آن نشانه ها را داشته باشد، مبتلاء به اسکیزوفرنی است: 1- هذیان: بیمار به چیزی باور دارد که هر چه در رد آن شواهد بیرونی می آوریم، قانع نمی شود؛ به طور مثال، فرد باور دارد که دیگران می خواهند به او آسیب بزنند یا اینکه نیروهائی فرازمینی قصد دارند فکرهای ارزشمندش را بدزدند. 2- توهم: توهم و هذیان با هم تفاوت دارند. توهم خیلی ساده تر است. در توهم فرد چیزهائی را با حواسش درک می کند که دیگران درک نمی کنند؛ به طور مثال، چیزهائی می بیند، می شنود، می بوید، لمس می کند یا می چشد که دیگران آنها را درک نمی کنند. در بیماران اسکیزوفرنی توهم شنوائی از همه شایعتر است. به همین خاطر است که معمولا این بیماران انگار دارند به یک ندای بیرونی پاسخ می دهند و ما فکر می کنیم دارند با خودشان حرف می زنند. 3- گفتار آشفته: حرفهای بیمار سر و ته ندارند. ناگهان یک تداعی صوتی قطار حرفهایش را منحرف می کند؛ مثلا می خواهد بگوید: « من انار می خواهم. » که تبدیل می شود به « من انار، بار، یار، کار، زار، خوار، ... . » 4- رفتار آشفته: بیمار به خاطر همان دنیای ذهنی آشفته ای که دارد، رفتارهای عجیب و غریبی هم از خود نشان می دهد. یکی از این رفتارهای عجیب و غریب رفتار کاتاتونیک است. در این رفتار یا فرد خودش را در یک حالت نامعمول قرار می دهد و دیگر تغییر نمی کند یا اینکه مثل موم به هر شکلی که او را تغییر می دهند درآمده و به همان شکل باقی می ماند. بعضیها هم گاهی یک رفتار سخت را مدام تکرار می کنند. 5- نشانه های منفی: بیمار از کمبودهای روانشناختی رنج می برد؛ مثلا تخت شدگی عاطفی که در آن فرد هیچ احساس مثبت یا منفی ای ندارد، ناگوئی، بی ارادگی و ... .
در مورد اینکه اسکیزوفرنی از کجا می آید نظریه های متفاوتی وجود دارد: 1- فرضیه دوپامینی: مغز از تعداد بسیار زیادی سلول عصبی تشکیل شده است. برای اینکه این سلولها با هم ارتباط برقرار کنند، یک سری مواد شیمیائی با هم رد و بدل می کنند که به آنها « پیک عصبی » می گویند. پیکهای عصبی انواع و اقسام مختلفی دارند که یکی از آنها دوپامین است. کسانی که فرضیه دوپامینی را مطرح کرده اند اعتقاد دارند که این پیک عصبی در مغز بیماران مبتلاء بیشتر از بقیه ترشح می شود. آنها برای اثبات حرفشان به این دلایل استناد می کنند: اول اینکه داروهائی که ترشح دوپامین را در مغز مهار می کنند نشانه های اسکیزوفرنی را هم رفع می کنند و دوم اینکه اگر داروئی که باعث افزایش ترشح دوپامین در مغز می شود مصرف شود؛ مثل داروهای مخدر، نشانه های روان گسیختگی در فرد ظاهر می شوند. 2- ژنها عاملند و دیگر هیچ: برخی نظریه پردازان وراثت را مهمترین عامل می دانند. آنها می گویند اگر کسی عضو یک خانواده اسکیزوفرن باشد، احتمال بیشتری دارد که به آن مبتلاء شود و هر چه نسبتش با فرد مبتلاء نزدیکتر باشد، احتمال ابتلایش هم بیشتر است. 3- نظریه های روانکاوانه: روانکاوها می گویند این افراد دوباره به سالها و حتی ماههای اول تولدشان برمی گردند. آنها اعتقاد دارند که دلیل ابتلاء بیشتر افراد به این بیماری در سنین نوجوانی و جوانی این است که جامعه در این سنین، از آنها توقع پیشرفت و استقلال دارد و چون آنها در خود این توانائی را نمی بینند که با دنیای واقعی رو به رو شوند، یک دنیای ذهنی برای خود می سازند. به گفته روانکاوها توهمها و هذیانهای این بیماران خواستها و ترسهای درونیشان است. 4- خانواده مقصر است: برخی می گویند پیامهای متعارضی که پدر و مادر به کودک می فرستند او را در لاک روانپریشی فرو می برد؛ مثلا پدر و مادری که به فرزندشان توصیه می کنند به دوستانش شیرینی دهد؛ اما بعد دقیقا به خاطر همین کار، او را تنبیه می کنند. 5- الگوی فشار - کم بنیگی: این نظریه جدیدترین نظریه است و می گوید افراد اسکیزوفرن کم بنیگی و آسیب پذیری خاصی دارند که این کم بنیگی هم می تواند به دلایل زیستی و وراثتی باشد و هم به دلایل محیطی که اگر تحت فشار قرار گیرند، نشانه های بیماری در آنها بروز می کند. این فشار می تواند هم زیستی باشد؛ مثل عفونت و هم محیطی؛ مثل مرگ عزیزان، زندگی در جامعه صنعتی، خانواده پراسترس و ... .
آمارها نشان می دهند 1 درصد انسانها به اسکیزوفرنی دچار هستند و 50 درصد کل تختهای بیمارستانهای روانپزشکی را این بیماران پر کرده اند.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »

« لئوناردو داوینچی » در سال 1452 میلادی، در شهر وینچی ایتالیا به دنیا آمد. پدر او سردفتر یکی از دفاتر ثبت اسناد آن روزها و مادرش از یک خانواده کشاورز روستائی بود. « لئوناردو » کودکی باهوش بود که تحصیلات رسمی مدرسه اش را به خوبی تمام کرد. البته او کمی هم خوش شانس بود؛ چرا که در دوره رنسانس؛ یعنی دوره تجدد ادبی و فرهنگی، در فلورانس زندگی می کرد؛ جائی که ثروت، شور و شوق هنر و فرصتهائی از این دست امکان بروز دو چندانی داشتند. او در دوره کودکی و نوجوانی، بسیاری از اوقات به تپه های اطراف می رفت و پرواز پرندگان را تماشا می کرد. او قدرت خارق العاده ای در تماشا داشت. او علاوه بر اینکه نقاش ماهری بود، یکی از پیشگامان کالبدشناسی هم به حساب می آمد و اختراعات زیادی نیز از خود بر جای گذاشت. از جمله این اختراعات اولین روبات، اولین تیربار، اولین چتر نجات، اولین لباس کامل غواصی، اولین تانک و ... هستند. امروزه 600 اثر از نقاشیهای « داوینچی » به خانواده سلطنتی انگلستان تعلق دارند که تحت شرایط کاملا کنترل شده ای در « خانه نقاشی ویندسور کاستل » در کاخ باکینگهام نگهداری می شوند. « لئوناردو » تمام عمرش در پی کشف پدیده های علمی و طبیعی جهان اطرافش بود. او از هر چیزی که مشاهده می کرد درس می گرفت و آن را نشانه ای برای دلیلی بزرگتر قلمداد می کرد. بسیاری از مطالعات وی پس از مرگش در سال 1519 میلادی، پایه علم کالبدشناسی برای دانشمندان بعدی شد.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »

سگها و اسبها برای جست و خیز کردنشان در هوای طوفانی دلایل متفاوتی دارند. سگها باد را دوست دارند. به همین جهت وقتی باد شدید می وزد، بازیگوشتر و پر سر و صداتر می شوند؛ اما رفتار اسبها در هوای طوفانی به گونه ای است که هراسان می شوند و تمایل به فرار پیدا می کنند. این تفاوت می تواند به خاطر تفاوت بین شکار و شکارچی باشد. باد شدید می تواند بوهای ناآشنائی با خود به همراه بیاورد که برای اسبها به معنای خطر و برای سگها به معنای فرصت است؛ اما فرار کردن اسب در باد شدید می تواند به جای اینکه او را از خطر دور کند، باعث نزدیکتر شدنش به آن شود؛ چرا که غرش مداوم باد در گوش اسب هوشیاریش را نسبت به موقعیت مختل می کند.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »

کنترل کننده کشند اقیانوسها و دریاهای زمین برایند نیروی جاذبه ماه و خورشید است. اگر روزی ماه ناپدید شود، مطمئنا با بر هم خوردن تعادل این برایند، کشند اقیانوسها و دریاها نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت که نتیجه آن ایجاد سونامی در کل جهان خواهد بود. البته تغییر نیروهای کشندی فقط روی آبها تأثیر نمی گذارد؛ بلکه خشکیها را هم تحت تأثیر قرار می دهد و تکان ناگهانی حاصل از آن می تواند سبب وقوع زمین لرزه شود. بعد از اینکه همه این فجایع اتفاق افتادند و همه چیز آرام شد، زمین باز هم کشند را تجربه خواهد کرد؛ اما این بار تنها از سمت خورشید. به این ترتیب بزرگی آن نصف خواهد شد و به علاوه، ارتفاع روزانه آن دیگر تغییر نخواهد کرد؛ چرا که با حضور ماه، ارتفاع روزانه کشند متفاوت خواهد بود و در طول ماه قمری تغییر می کند. نتیجه این خواهد بود که محدوده کشندی مؤثر در طول ساحل کاهش خواهد یافت که این امر عواقب وحشتناکی را برای زندگی در مناطق ساحلی به دنبال خواهد داشت. همچنین کشند به مخلوط شدن مواد غذائی در اقیانوسها و دریاها کمک می کند. بنابراین عواقب این تغییرات کشندی می تواند از اکوسیستمهای ساحلی هم فراتر رود. یکی دیگر از تأثیراتی که ناپدید شدن ماه بر زمین دارد شبهای تاریکتر خواهد بود. با این وضع، بیشتر جانوران شبرو مجبور خواهند شد فقط با نور ستارگان فعالیت کنند. همچنین ماه به ثابت نگاه داشتن محور زمین کمک می کند که در نبود آن، محور زمین کم کم کجتر می شود و در نتیجه، یخها در هر جائی از قطب که در معرض خورشید قرار گیرند آب می شوند و حتی ممکن است آب اقیانوسها و دریاها هم تخریب شود. اگر توجه کنید، مریخ که ماه بزرگی ندارد محورش در گذشته تا 45 درجه تغییر کرده است.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »

مثلث برمودا در واقع هیچ کار خاصی انجام نمی دهد و شایعاتی که در طی سالیان زیاد درباره این منطقه جغرافیائی بین مردم دهان به دهان چرخیده فقط باعث شده عده زیادی به وسیله آن پول زیادی به جیب بزنند و کتابهایشان را بفروشند. می توان برای اثبات این موضوع به کارشناسان خبره شرکتهای بیمه استناد کرد که درآمدشان از راه تعیین خطرهای محتمل برای بیمه شدگانشان تأمین می شود. اگر در مثلث برمودا خبری بود، حتما با وجود پروازهای متعددی که هر روز بر فراز این منطقه انجام می شود، شرکتهای بیمه بیمه پروازهای مرتبط با مثلث برمودا را گرانتر می کردند تا ضرر نکنند. در ضمن، از زمانی که هواپیماها مجهز به دستگاههای ناوبری مثل جی پی اس شده اند، هیچ شایعه جدیدی درباره گم شدن هواپیماها در مثلث برمودا شنیده نشده است.
منبع: دو هفته نامه « دانستنیها »