زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

سپید

 

در من برف سنگینی باریده.

مرا ببخش.

در برف،

گنجشکها پرحرفتر می شوند.

برف،

کلاغها را شاعر می کند،

گربه ها را هم.

در برف باید

تنها نشست،

شعر « سپید » نوشت،

گرم شد.

« انسیه موسویان » 

داستان دانه دانا

 

به گلدان که آب می دهی،

من می رویم از خاک.

به خاک اگر گوش بسپاری،

رطوبت صدایم را می شنوی.

به آفتابم اگر بسپاری،

گل می دهم یک روز.

روزی اگر گل بدهم،

به تماشایت خواهم نشست.

« فرهاد حسن زاده » 

درخت شکسته

 

جای زخمهای رویش تنش را

آهسته نوازش می کند نسیم.

از رگبار دیشب،

شاخه هایش شکسته و

تنش خمیده.

حتی آسمان هم گریه می کند

به حال او و شکوفه هایش.

« الهه علیدوست » 

تاریکسازی

 

خورشید که ورشکسته شد،

پنجره،

به دیوار،

تغییر کاربری داد.

« الهه صابر » 

ارزانی خودت!

 

همه چیز،

گران شده این روزها؛

حرفهای تو اما

هنوز مفت است.

« سارا یزدیزاده »