مرداب که رهسپار دریا نشده.
بر پونه نگاه مار زیبا نشده.
« گر صبر کنی، ... . » فریب چندین ساله ست.
صد سال گذشته؛ غوره حلوا نشده.
« شبنم فرضی زاده »
از « با منی و نه با منی می ترسم. »
لبخند چرا نمی زنی؟ می ترسم.
همراهی سنگ و آینه ممکن نیست.
از اینکه مرا تو بشکنی می ترسم.
« شبنم فرضی زاده »
پیچیده به دور تاک چشمان شما.
دیوانه سینه چاک چشمان شما.
زیباتر از آینه و آبی حتی.
آئینه شده هلاک چشمان شما.
« شبنم فرضی زاده »
در پرده چنگ چشمهایت امشب.
مهتاب به رنگ چشمهایت امشب.
ماهی و هزار سال نوری دوری.
من نیز پلنگ چشمهایت امشب.
« شبنم فرضی زاده »
تو ریشه در آسمان داری
و روی زمین،
گل عشق را
می کاری.
تو از ستاره ها قشنگتری.
تو خالی از اشتباهی.
نکند ماهی؟
« سودابه سلیمی »