زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

دلتنگیها

 

عروسکم با من غریبگی می کند.

دست خودم بود،

بزرگ نمی شدم.

« زهرا ذبیحی » 

هیولا

 

از هیولای درون قصه ها،

از دیوها،

غول درون شیشه ها،

ترسی ندارم.

از هر چه آدمخوار و خون آشام،

از شیطان و آل و سایه ها،

ترسی ندارم.

من پر از وحشت

از دیو درون خویش؛

هیولائی که در من خانه دارد

و از غولی که در من می خرامد

ترس دارم

و می دانم که بیش از خود قویتر،

دشمنی هرگز ندارم.

« ناصر مهرزاد » 

سیاهکاریها

 

سپید می سرائیم و

کاغذ سیاه می کنیم.

خانه کلاغ آباد

که بخت زمین را سپید می خواهد!

« قنبر یوسفی » 

هنوز

 

آن قدر کاغذ سیاه کردم

که شب بیمه شد؛

اما هنوز

شعر سپیدی نسرودم.

« قنبر یوسفی » 

زمستان

 

آوازت،

تنها هلهله آدم برفیهاست

که سرما را

با غرور رقصیده اند.

ببین

وقتی خداوند،

بر زمین و زمان عشق می پاشد،

زمستان هم فصل خوبی است

برای عاشقی

و چه دلپذیر می شود خورشید،

به هنگامی که

نگاههای آرزومندان،

تنها بهار را بفهمند!

« بهار فصل کمی نیست. »

« اصغر رضائی گماری »