زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

می آید!

 

از افقهای رو به رو،

می آید

و سرود عشق را

زمزمه می کند

و به ما می آموزد

که مثل آسمان،

آبی و گسترده باشیم

و مثل دریا،

روشن و مواج.

« بابک رحمتی » 

صبح

 

صبح،

خلاصه ای از نگاه توست

که بر من می تابد و

از خواب هزاره،

بیدار می شوم.

« حمید اکبری » 

حیف!

 

شبی از شبها،

گذری بود مرا در باغ خوابی

که تو در آن گل بودی.

حیف! این باغ،

رهی داشت به دروازه بیداری.

« محمد زهری » 

تب

 

شبی از شبها،

تب روز از تاب افتاد؛

تن من اما

کوره ای بود که می سوخت و

می سوخت.

« محمد زهری » 

شب

 

شبی از شبها،

تو مرا گفتی:

« شب باش. »

من که شب بودم و

شب هستم و

شب خواهم بود

شب شب گشتم،

به امیدی که تو،

فانوس نظرگاه شب من باشی.

« محمد زهری »