زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

ای دوست!

 

ای دوست! دلت به غصه عادت نکند.

این قدر از این و آن شکایت نکند.

چیزی نکند غم از تو کم؛ قلبت را

هر چند که کوه غم کفایت نکند.

« عادله حلفی » 

کافیست!

 

یک کاغذ و یک قلم برایم کافیست.

این روح پر از الم برایم کافیست.

آهنگ سفر به راه دوری دارم.

دریا و همین بلم برایم کافیست.

« هوروش نوابی » 

حرف بزن!

 

وا کن در و با دلم کمی حرف بزن.

یک ساعت نه؛ فقط دمی حرف بزن.

گلبرگ دلم دچار پژمردگی است.

اندازه قطره شبنمی حرف بزن.

« هوروش نوابی » 

لحظه

 

من در آخرین پرتگاه بوسه

که بر لبهای

ترانه زدم،

همان لحظه

- همان وقت بی مجال -

در جشن تولد نابهنگام فرشته در خواب،

شاعر شدم؛

وگرنه،

من کجا

و گوشه کنار خواب کبوتر کجا!؟

« اسحاق نوری » 

نیمکت یخزده

 

نیمکت یخزده کنج پارک،

در حسرت گرمای

تن عابری خسته،

گوشه ای کز کرده است.

کلاغها،

در سوگ مرگ انسانیت،

قارقار،

گریه می کنند.

« شهرزاد نیرودل »