زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

زمین سبز

راه حلّهائی برای آلودگی پلاستیک

سرنوشت

 

از دفتر سرنوشت من را خط زد.

سیبی شد و از بهشت من را خط زد.

تقدیر به عشقمان حسادت می کرد.

هر جا که تو را نوشت، من را خط زد.

« نغمه مستشار نظامی » 

درد برگ

 

سرمای تن تگرگ را می فهمم.

سنگینی دست مرگ را می فهمم.

چون اشک ز چشم شاخه ای می افتم.

من برگم و درد برگ را می فهمم.

« حمیدرضا شکارسری » 

روحنواز ناب

 

از جام غزل شراب را باید خورد.

آن روحنواز ناب را باید خورد.

بنشین و بنوش و مست برخیز و برقص.

تا کی غم نان و آب را باید خورد؟

« بابک حسین زاده برجوئی » 

بازی عشق

 

از جمع غریبه ها جدا خواهم شد.

همسایه چشمان شما خواهم شد.

در بازی عشق خاطرت باشد جمع،

نازل به سرت عین بلا خواهم شد.

« بابک حسین زاده برجوئی » 

نشانی

 

باید که غم جهانیش را بدهید،

سرمایه آسمانیش را بدهید.

در کوه و بیابان خبری نیست که نیست.

« لیلا » شده ام؛ نشانیش را بدهید.

« بهناز جعفری »