نه شب گریه های چاه،
نه کوچه ها،
نه کوفه،
هیچ کدام؛
تنها تبسم شیرین کودکان شیر،
او را شناختند.
« اصغر رضائی گماری »
اگر از تو بپرسند
کجاست آن روح زلال،
چه خواهی گفت
و چگونه،
تصویر عشق را
با انگشتانی لاغر و نحیف خواهی کشید؟
« عباس سجادی »
ای کاش از تو گفته بودم
و دردم را نهفته بودم!
ای کاش عشق را
بر سطر سطر دفترم نشانده بودم!
ای کاش،
شعر امید را خوانده بودم!
« سپیده علوی »