تمام زبانهای جهان را آموخته ام.
امروز مانده ام
با چه زبانی بگویم:
« دوستت دارم. »
« دانیال رحمانیان »
همه جا زمزمه باران بود
و ترانه ای که به ما می گفت:
« غم تنهائی را
از درون سینه باید شست. »
« علی غلامی »
چشم تو،
آینه روزهای من است؛
روزهائی که می آیند،
روزهائی که می روند و نمی آیند.
چشم تو،
اوج آرزوهای من است.
به من نگاه کن
تا حاجت روا شوم.
« سعید مستوفی »