زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

رعد و برق

 

رعد و برق،

بسان یک ناظم مصمم،

از راه می رسد

تا به بچه های کلاس دنیا بگوید:

« هیس! به مربیتان توجه کنید. »

« شهرزاد نیرودل » 

شکار

 

عنکبوت وار،

می تند به دور خود تار.

شاید،

دختر ساده دلی باز،

شکارش باشد این بار.

« شهرزاد نیرودل » 

دوست دغل

 

دروغ؛

این دوست دغل،

نجاتت می دهد از چاله

و در آخر،

به چاه اسیرت می کند.

« شهرزاد نیرودل » 

ضیافت مگسها

 

بیرون هوا سرد است.

گوشه اتاق تکه ای شیرینی افتاده.

بین مگسها ضیافتی برپاست.

زن خیر خوشحال از خیراتش.

 

حالا بهار است

و تکه شیرینی همان گوشه؛

ولی از مگسها خبری نیست.

انگار لقمه چربتری پیدا کرده اند.

زن،

به یاد حرف دخترش می افتد:

« اینها،

مگسان گرد شیرینیند.

به آنها دل نبند. »

« شهرزاد نیرودل » 

ستونهای چوبی جنگل

 

ستونهای چوبی جنگل،

یک به یک قطع می شوند

و فرو می افتند.

حتی ناله های پرنده مادر هم،

نمی تواند دل سنگشان را به رحم آورد.

« شهرزاد نیرودل »