زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

هفت بند

 

نوائی در شبم هر شب بلند است

که در هر پرده اش هفتاد پند است.

بزن همسایه جان، پرشور و جانسوز!

دلم در هفت بندت بندبند است.

« بابک حسین زاده برجوئی » 

بهارم!

 

سحر خورشید را از گوش وا کن.

به نرمی تکمه از تنپوش وا کن.

زمستان است و سرما استخوان سوز.

بهارم! یک بغل آغوش وا کن.

« بابک حسین زاده برجوئی » 

نسخه

 

من عادت کرده ام

دنیا را سیاه ببینم.

پای این نسخه را

هیچ چشم پزشکی،

امضاء نکرده است.

« فرهاد دنیاپور » 

ساچمه

 

خودم را

به ... .

نه، شاید هم نمی دانم؛

اما این گوش،

خیلی وقت است

که صدای هیچ گنجشکی را نمی شنود.

« فرهاد دنیاپور » 

یک گلوله برای زمستان کافی است!

 

حالا دیگر،

فقط یک گلوله برایش باقی مانده بود

و نمی دانست آن را برای چه کسی پرتاب کند.

نرم نرمک،

صدای پای بهار می آمد

و گلوله برف در دستش،

داشت آب می شد.

« روح الله مهدیپور »