یلی گیسوسپیدم در دوبیتی.
گدائی موسپیدم در دوبیتی.
زمستان! تا ابد پربرف باشی؛
که کردی روسپیدم در دوبیتی!
« بابک حسین زاده برجوئی »
کمی به راست.
کمی به چپ.
مانده ام این موها،
چرا
برای عاشق شدن،
شانه نمی شوند!
« فرهاد دنیاپور »
ماه،
هر شب،
یک رمه ستاره را
در چشمهایت،
به شب چره می آورد.
« قنبر یوسفی »
تا آوازت را
در نیلبک می افروزی،
گرگها،
قصد گله ات نمی کنند.
شب،
تکه زغالیست
در نگاه بره هایت،
چشمچین شورچشمیها.