زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

زمین سبز

الهام گرفته از طبیعت، برای آب و هوا، برای آینده ما

هنوز

 

هنوز به تو که می رسم،

باید نگاهم را بدزدم.

سرسری سلام کنم

و آرام از کنارت بگذرم.

اینها،

قوانین اول و دوم و سوم عشق است

و من « نیوتن »ی هستم

که هیچ کس نخواهد فهمید

پای کدام درخت سیبش افتاده است.

« وفا موسوی » 

زمستان قدیم

 

زمستان تا گلو می رفت در برف.

زمین بی های و هو می رفت در برف.

چه دورانی! چو می رفتم دبستان،

دو تا پایم فرو می رفت در برف.

« بابک حسین زاده برجوئی » 

کو زمستان؟

 

نه بورانی، نه برفی؛ کو زمستان؟

نه سرمای شگرفی؛ کو زمستان؟

لحافی، قصه ای، مادر بزرگی؟

نه قلیانی، نه حرفی؛ کو زمستان؟

« بابک حسین زاده برجوئی » 

ایستگاه ابدی

 

سوار بر قطار زمان،

ایستگاه به ایستگاه پیش می رویم.

چیزی به ایستگاه بعدی؛

نه، ببخشید،

ابدی نمانده تا پیاده شویم.

« غلامرضا پیرانی » 

سکوت تو

 

گوشهایم دلم را می لرزاند.

سکوت تو شنیدنیست،

چون سکوت باد که می وزد.

« معصومه بشردوست »