هیچ کس،
توان دزدیدن نگاهم را
ندارد
و دزدیدن خوابهایم.
باورتان نمی شود.
جائی ایستاده ام
که پر از حضور پنجره است،
پر از حضور گنجشک
و با درختانی هم پیاله ام
که شب و روز،
شعرهایم را می خوانند.
« منوچهر آتشک »
یا در قفس کلاغها بود درخت
یا همنفس کلاغها بود درخت.
القصه در این زمانه پرغصه،
فریادرس کلاغها بود درخت.
« حسین عبدی »
عریانی باغ و راغ یعنی پائیز.
بی برگی باغ و راغ یعنی پائیز.
در راغ اگر چه سار یعنی باران؛
در باغ ولی کلاغ یعنی پائیز.
« حسین عبدی »
این روزها که می گذرد،
شادم؛
زیرا
یک سطر در میان،
آزادم
و می توانم
هر طور و هر جا که دلم خواست
جولان دهم
- در بین این دو خط -.
« قیصر امین پور »